با احترام و بدون تمنا به قلم تا اينكه تن پاپيروس پوست آهو و يا قلب سپيد كاغذي را سياه كند به شما مهربانان و همراهان با افتخار سلام ميفرستيم.
پنجره گشوده شده به روي شما سايت آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري كاشان است.
خودماني تر بگويم بهانه ايست زيبا براي بدست آوردن فرصتي بيشتر براي در كنار شما بودن دريچه ايست براي به تماشا نشستن دانه هاي دلمان تا شايد البته شايد آرزوي سهراب هم بر آورده شود.
گاهي احساس مي كنم آتش نشانان گرچه نجيب ترين آدميان هستند اما هرگز در زندگيشان براي نجات ديگران نجابت نكرده اند كافي است به دستهايشان كه نه به خطوط دلشان بنگريد تا اين وسعت نجيبانه را دريابيد آنان حتي مرگ صادقانه را فرصتي براي رستگاري يافته اند و آماده اند تا شاعر يگانه ترين لحظه هاي ناب زندگي شوند ( رهرو عشق از اين مرحله آگاهي داشت )
راستي نمي دانم آيا تاكنون آتش نشان ديده ايد كه خود بجاي آينكه اطفاي حريق كند آتش ميفروزد؟ اگر پاسختان منفي است ما به شما معرفي مي كنيم.
با نام آتش نشان به ناگاه هر چه واژه متضاد در زندگي است به ذهن آدمي هجوم مي آورد زيستن ، مرگ ، خطر ، ايمني ، اميد ، ياس و ... اين مردان بيش از ديگران به مرگ نزديكند اما در حيرتم كه هميشه تلاش كرده اند بر سرسفره دلشان تنها واژه هاي اميد ، زندگي ، آينده ، آرزو و ... را لقمه كنند و با همنفسانشان تقسيم.
آري اينان حتي آتش مي افروزند اما آتش عشق و محبت و مهرباني همنوعانشان را در دل كه با هيچ آبي خاموش نمي گردد.
عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
اكنون كه همگام شده ايم در پرسه زدن كوچه هاي هفت شهر عشق قدومتان را با گل مي آراييم و قلوبتان را با گلاب شستشو مي بخشيم و آرزومنديم هم ما همراهان خوبي برايتان باشيم و هم شما همسفراني تا پايان راه براي ما و خدا كند كه از مصاحبت يكديگر لذت ببريم
سخن كوتاه اينكه : مي گويند در دنيا دو چيز آدمي را افسون ميكند
آبي دريا كه مي بينيم و ميدانيم كه نيست خدايي كه نمي بينيم و مي دانيم كه هست و ما به آن معبود ناديده سوگند ياد ميكنيم كه : مرا بهتر از اين آرزويي نمانده تا به جستجوي فريادي گمشده برخيزم.
ياحق
مهندس محمدمسعودچایچی
